«سه عامل اساسی اقتدار ملّی اینها است: اقتصاد قوی و مقاوم، علم پیشرفته و روزافزون، و حفظ روحیّهی انقلابیگری در همه بخصوص در جوان ها؛ اینها است که می تواند کشور را حفظ کند؛ آنوقت دشمن مأیوس خواهد شد.» (خامنه ای، 1394)
دورانی که در آن به سر می بریم، حدود یک یا دو قرن اخیر، دوران شکوفایی علم در دنیاست و کشورهای پیشرفته توانسته اند در این مدت به سطوح بالای علم و فناوری دست یابند. در همین زمان، هنگامی که محیط های آکادمیک غربی الگویی برای کشور ما شد و بر همان اساس، دانشگاه ها و مراکز علمی دائر شدند، انتظار می رفت که با واردات سبک دانش و تولید علم، ما از میراث و تمدن علممحور غرب استفاده کنیم و شرایط را برای تولید علم بر مبنای نیازهای جامعه ایرانی و در جهت رشد و شکوفایی استعدادها و ظرفیت های موجود مهیا نماییم. اما به دلایل خاص مربوط به حکومت قاجارها و پهلوی ها نتوانستیم ازاین موقعیت سود ببریم. و به جای آن که اولاً: با تکیه بر تاریخ علمی خود که هم به واسطة اسلامی بودن و هم ایرانی بودن، کاملا آمادة دانش اندوزی بود و ثانیاً: با بهره بردن از روش ها و ساختارهای علمی جدید و الگو گرفتن از متدهای جدید، بر غنای دانش خود بیفزاییم،با انکار گذشتة خود و با مرعوب شدن در مقابل علم جدید دنیا، راهی ناصواب پیمودیم. برای مشاهده مقاله کلیک نمایید.»»»»»